۷۲ علامت اختصاری بازاریابی برای حرفه ای ها(قسمت اول)

72 علامت اختصاری بازاریابی برای حرفه ای ها

آیا تا به حال برای شما هم پیش آمده که مخفف یا اختصار علامت اختصاری بازاریابی را بشنوید و معنی آن را ندانید؟ وقتی چنین اتفاقی می افتد همیشه نمی دانید چگونه باید به ادامه مکالمه ادامه دهید. سعی کنم آن را بنویسید و یا اگر دسترسی به اینترنت دارید آن را در اینترنت جستجو کنید.

اما اختصار های مخصوص یک صنعت گاهی چندین معنی دارند و نمی توان به راحتی در اینترنت معنی آن ها را پیدا کرد.

به همین دلیل در این مقاله ۳۱ علامت اختصاری بازاریابی و ۴۱ اختصار معمول در کسب و کار را برایتان آماده کردیم که می توانید آن ها را یاداشت کنید یا به خاطر بسپارید.

هر چه بیشتر این علامت اختصاری بازاریابی را بدانید بهتر می توانید مکالماتی که در این مورد انجام می شود را بفهمید و در آن ها شرکت کنید.

۳۱ علامت اختصاری بازاریابی

AIDA[۱]: حواس/آگاهی، علاقه، میل، عمل

این چهار مرحله تشکیل دهنده چرخه خریدی که امروزه کمی کهنه شده است می باشند و در آن مشتریان از ملاحضه تا مرحله خرید پیش می روند.

BANT:[۲] بودجه، مالکیت، نیاز، خط زمانی

فروشنده ها از این چهار شاخص برای سنجیدن مشتری های احتمالی استفاده می کنند. ابزاری معروف که فروشنده ها و مدیرهای فروش برای تعیین اینکه آیا مشتری های احتمالی بودجه، مالکیت، نیاز و زمان کافی برای خرید را دارند یا خیر، استفاده می کنند.

  • B: بودجه= مشخص می کند که آیا مشتری احتمالی پول کافی برای خریدن چیزی که می فروشید دارد یا خیر.
  • A: مالکیت: مشخص می کند که آیا مشتری احتمالی مالکیت کافی برای تصمیم گیری در خرید را دارد یا خیر.
  • N: نیاز= مشخص می کند که آیا نیاز تجاری ای برای خریدن چیزی که می فروشید وجود دارد یا خیر.
  • T: زمان= بازه زمانی مناسب برای پیاده سازی فروش را مشخص می کند.

فرمول BANT چندین دهه پیش از سوی IBM ارائه شد.


بیشتر بخوانید: ۴ ترفند جادویی برای جذب مخاطب


BR:[۳] نرخ پرش

نرخ پرش از وبسایت: درصد افرادی که وارد صفحه اصلی تان می شوند و سپس بدون اینکه بر روی چیز دیگری کلیک کنند و یا به صفحات در وبسایت تان سر بزنند از صفحه شما خارج می شوند. میزان بالای نرخ پرش از وبسایت باعث می شود که نهایتا نرخ تبدیل تان افت کند زیرا هیچکس آنقدر در وبسایت تان نمی ماند و محتوی آن را مطالعه نمی کند تا به مشتری تبدیل شود.

نرخ پرش از ایمیل: نرخی که طی آن ایمیل با موفقیت به اینباکس مخاطب نمی رسد. میزان بالای نرخ پرش بدین معنی است که لیست های شما یا خیلی قدیمی شده اند و یا اینکه از قبل خریداری شده اند و یا اینکه ایمیل آدرس را اشتباه وارد کرده اید. در ایمیل همه پرش ها صرفا بد نیستند، از این رو پیش از اینکه ایمیلی را از لیست ایمیل هایتان خط بزنید اول به خوب یا بد بودن پرش آن دقت کنید.

72 علامت اختصاری بازاریابی برای حرفه ای ها

CAN-SPAM:[۴] کنترل حمله ناخواسته محتوی پرنوگرافیک و بازاریابی

قانونی که در سال ۲۰۰۳ در ایالات متحده تصویب شد برای ایمیل ها و پیغام های تبلیغاتی قوانین خاصی تعیین می کند. این قانون به مخاطب ها این امکان را می دهد که بتوانند درخواست کنند که یک شرکت دیگر به آن ها ایمیل نفرستند و برای کسانی که این قانون را نقض می کنند جرایمی مشخص می کند. به عنوان مثال قانون CAN-SPAM دلیل این است که تمام کسب و کار ها موظف هستند در انتهای تمام ایمیل هایشان گزینه “لغو ثبت نام” را قرار دهند.

CASL:[۵] قانون ضد اسپم کانادایی

قانونی که سال ۲۰۱۳ در کانادا به تصویب رسید بر ارسال “پیام های تبلیغاتی الکترونیک” نظارت می کند. CASL ایمیل ها، پیام های متنی، پیام های کوتاه و پیام های خودکار تلفنی را تحت پوشش خود قرار می دهد.

CMO:[۶] افسر ارشد بازاریابی

این سمت خواستنی ترین سمت در یک سازمان بازاریابی می باشد. توانایی های افسر ارشد بازاریابی ریشه در توانایی های اساسی بازاریابی دارد اما شامل پیشرفت های شخصی، تحلیل های کمی و تفکرات استراتژیک نیز می شود.


بیشتر بخوانید: راهنمای جامع آموزش استخدام کارکنان فروش


CMS:[۷] سیستم مدیریت محتوی

اپلیکیشنی مبتنی بر وب که کار ساخت، ویرایش و مدیریت وبسایت را برای افراد آماتور و غیر فنی آسان می کند. این اپلیکیشن کاربران را در ویرایش و کارهای پشت پرده ای محتوی شان یاری می کند، کارهایی نظیر قابل جستجو کردن و فهرست بندی محتوی، ساخت خودکار المان های گشت و گذار در وبسایت و نظارت بر کاربران و تایید هویت ها و غیره.

COS:[۸]  سیستم بهینه سازی محتوی

CMS ای را فرض کنید که آن را برداشته و به طوری بهینه سازی کنید که به مشتری ها قابل شخصی سازی ترین تجربه ممکن را ارائه کند.

CPA:[۹] هزینه هر عمل

مدلی برای تبلیغات اینترنتی که در آن تبلیغ کننده برای هر یک از عمل هایی که هر فرد انجام می دهد هزینه ای را پرداخت می کند، عمل هایی نظیر کلیک کردن، ثبت نام و یا فروش. شما می توانید انتخاب کنید که آیا عمل تعریف شده در این مدل تنها یک سرنخ باشد یا فروش. بازاریاب ها از این مدل برای فهمیدن میزان هزینه صرف شده برای اعمال دلخواهی که برای مردم مد نظر دارند استفاده می کنند.

CPC:[۱۰] هزینه در ازای هر کلیک

میزان هزینه صرف شده برای اینکه یک تبلیغ دیجیتالی در اینترنت کلیک شود. از CPC برای تاثیر گذاری قیمت گذاری و میزان سود کمپین های تبلیغاتی استفاده می شود.

72 علامت اختصاری بازاریابی برای حرفه ای ها

CPL:[۱۱] هزینه در ازای هر سرنخ

میزان هزینه صرف شده از سوی بازاریاب ها برای کسب یک سرنخ. این موضوع به شدت بر هزینه کسب مشتری (CAC) تاثیر می گذارد و فاکتوری است که بازاریاب ها می بایست به آن اهمیت ویژه ای دهند.


بیشتر بخوانید: ۳ مرحله برنامه پاداش فروش


CR:[۱۲] نرخ تبدیل

درصد افرادی که عملی مد نظر نظیر پر کردن یک فرم را در صفحه ای از وب انجام داده اند. به طور کلی، صفحاتی که نرخ تبدیل بالای دارند عملکرد خوبی دارند در حالی که صفحاتی که نرخ تبدیل پایینی دارند عملکر ضعیفی دارند (که البته استثنا هایی وجود دارد).

CRM:[۱۳] مدیریت رابطه با مشتری

نرم افزاری که به شرکت ها اجازه می دهد بر تمام کار هایی که با مشتری های فعلی و یا احتمالی دارند نظارت کنند.

در ساده ترین حالت ممکن، نرم افزار CRM به شما امکان نظارت بر اطلاعات تماس مشتریان را می دهد. اما سیستم های CRM کارهای بسیار بیشتری نیز انجام می دهند، کارهایی نظیر نظارت بر ایمیل، تماس های تلفنی، معاملات، ارسال ایمیل های شخصی سازی شده، برنامه ریزی قرارهای ملاقات و تهیه گزارش از تمام خدمات و پشتیبانی های مشتری. برخی از این سیستم ها قادرند از شبکه های اجتماعی نظیر لینکداین فید دریافت کنند.

هدف این نرم افزار ایجاد سیستمی است که فروشنده ها به وسیله آن اطلاعات زیادی را در اختیار داشته و به سرعت بتوانند تمام اطلاعات مربوط به یک مشتری احتمالی یا مشتری فعلی را بدست آورند.

CRO:[۱۴] بهینه سازی نرخ تبدیل

پروسه بهبود تبدیل مشتری سایت با استفاده از تکنیک های طراحی، قوائد کلیدی بهینه سازی و انجام آزمایشات مربوطه.  این فرآیند خلق تجربه ای برای بازدید کنندگان از وبسایت را شامل می شود و نهایتا آن ها را به مشتری تبدیل می کند. CRO اغلب اوقات بر بهینه سازی صفحه وبسایت و یا صفحه اصلی وبسایت اعمال می شود اما می توان آن را در شبکه های اجتماعی، CTA ها و دیگر بخش های کار بازاریابی نیز اعمال کرد.

CTA:[۱۵] دعوت به انجام عمل

لینکی نوشتاری، کلید، تصویر و یا هرگونه لینکی که بازدید کننده را به انجام عملی در وبسایت تشویق می کند، اعمالی نظیر بازدید از صفحه اصلی و یا دانلود قطعه ای از وبسایت.

عملی که از بازدید کننده می خواهید انجام دهد می تواند هر چیزی باشد، دانلود کتاب الکترونیک، ثبت نام در وبینار، گرفتن کوپن، شرکت در یک رویداد و غیره. CTA را می توان در هر بخشی از کار بازاریابی استفاده کرد، در وبسایت، در کتاب الکترونیکی، در ایمیل و یا در پایان پست های وبلاگ.


بیشتر بخوانید: ۱۰ قانون موفقیت در فروش


CTR:[۱۶]نرخ حرکت کلیک از بخشی به بخشی دیگر

درصد افرادی که از بخشی از کمپین بازاریابی تان به بخشی دیگر از آن کلیک کرده و حرکت می کنند. به عنوان معادله ای ریاضی می توان گفت که CTR تعداد کل کلیک هایی است که صفحه یا CTA  شما دریافت می کند تقسیم بر تعداد شانس هایی که مردم برای کلیک کردن داشته اند(مثال: تعداد بازدید از صفحه، ایمیل های ارسال شده و غیره).

DM:[۱۷] نامه مستقیم

نامه مستقیم: ارسال محتوی تبلیغاتی به مخاطبان از طریق نامه پست

GA:[۱۸] تجزیه و تحلیل های گوگل

این سرویس که از سوی گوگل ارائه شده است اطلاعات آماری دقیقی از ترافیک و منابع ترافیک وبسایت و میزان فروش و تبدیل آن به دست می دهد. بازاریاب ها می توانند از این سرویس برای آشنایی با مخاطبان شان، نظارت بر حرکاتشان و ارزیابی بصری از نحوه تعامل آن ها با صفحات وبسایت شان استفاده کنند.

KPI:[۱۹] شاخص کلیدی عملکرد

نوعی معیار ارزیابی عملکرد که شرکت ها از آن برای ارزیابی موفقیت فعالیت هایشان استفاده می کنند. از KPI ها در طول یک کسب و کار استفاده می شود و بازاریاب ها برای نظارت بر مسیر حرکت به سوی اهداف به آن ها رجوع می کنند.

نمونه های KPI شامل CAC ها، سرنخ های ایجاد شده و تعداد بازدید ها از صفحه اصلی وبسایت می شوند. KPI هایی را انتخاب کنید که نشان دهنده نحوه عملکرد بازاریابی و کسب و کار شما هستند.


بیشتر بخوانید: پیشنهاداتی که در فروش نباید استفاده کنید!


PPC:[۲۰] پرداخت در ازای هر کلیک

مدلی از تبلیغات اینترنتی که در آن تبلیغ کننده در ازای هر کلیک بر روی تبلیغات شان به منتشر کننده (معمولا صاحب موتور جستجو، وبسایت شبکه اجتماعی و یا صاحب وبسایت) مقدار مشخصی پول پرداخت می کند. در موتور های جستجو، زمانی که افراد کلمه کلیدی به خصوصی که در لیست کلمات کلیدی ای که تبلیغ کننده از قبل به موتور جستجو داده است را جستجو می کنند تبلیغات PPC به آن ها نشان داده می شوند.

دو شیوه برای پرداخت هزینه برای تبلیغات PPC وجود دارد:

  1. نرخ خطی: که در آن تبلیغ کننده و ناشر بر سر مبلغی ثابت در ازای هر کلیک توافق می کنند. معمولا این توافق زمانی روی می دهد که ناشر برای هر بخش از وبسایت اش مقدار ثابتی از PPC در نظر گرفته باشد.
  2. نرخ مبتنی بر پیشنهاد: که در آن تبلیغ کننده با دیگر تبلیغ کننده ها در شبکه ای تبلیغاتی رقابت می کند. در این مورد، هر یک از تبلیغ کننده ها هزینه ای حداکثر برای یک فضای تبلیغاتی تعیین می کند و وقتی که آن مقدار پول تمام شد تبلیغ دیگر در وبسایت قرار نخواهد گرفت. این بدین معنی است که هرچه افراد بیشتری بر روی تبلیغ شما کلیک کنند، PPC کمتری پرداخت می کنید و برعکس.

[۱] Attention/Awareness, Interest, Desire, Action

[۲] Budget, Authority, Need, Timeline

[۳] Bounce Rate

[۴] Controlling the Assault of Non-Solicited Pornography And Marketing

[۵] Canadian Anti-Spam Legislation

[۶] Chief Marketing Officer

[۷] Content Management System

[۸] Content Optimization System

[۹] Cost-per-action

[۱۰] Cost-per-click

[۱۱] Cost-per-lead

[۱۲] Conversion Rate

[۱۳] Customer Relationship Management

[۱۴] Conversion Rate Optimization

[۱۵] Call-to-Action

[۱۶] Click through Rate

[۱۷] Direct Mail or Direct Message

[۱۸] Google Analytics

[۱۹] Key Performance Indicator

[۲۰] Pay-per-Click

نظر دهید

پاسخ دهید

Logo
بازیابی رمز عبور
مقایسه موارد
  • کل (0)
مقایسه
0