ادبیات نظری تحقیق حقوق شهروندي و حقوق بشر، قرآن، نهج البلاغه

ادبیات نظری تحقیق حقوق شهروندي و حقوق بشر، قرآن، نهج البلاغه

ادبیات نظری تحقیق حقوق شهروندي و حقوق بشر، قرآن، نهج البلاغه گفتار دوم : حقوق شهروندي و حقوق بشر
با نگاهي به حقوقي كه در قوانين هر كشور به ويژه كشورهاي متمدن تحت عنوان حقوق شهروندي به شهروندان داده شده ، متوجه خواهيم شد كه اين حقوق شباهت بسيار زيادي با مصاديق حقوق بشر دارند و در حقيقت همان حقوق بشر است كه در لباس حقوق شهروندي ظاهر شده است . در مواردي نيز كه بين اين دو مغايرت وجود دارد ، منتقدين بر اساس همين مغايرت به نقد حقوق شهروندي پرداخته و خواستار انطباق كامل حقوق شهروندي با حقوق بشر شده اند . از اين رو اين پرسش به ذهن مي رسد كه نسبت حقوق شهروندي و بشر چيست ؟ آيا اين دو يكي هستند يا بين آنها تفاوت وجود دارد و در صورت تفاوت ، چه تفاوتي ميان آنها وجود دارد ؟ براي اين مقايسه ، لازم است به اجمال به معرفي حقوق بشر نيز بپردازيم .
حقوق بشر اصول و قواعد منظمي براي سامان كردن رابطه افراد هر جامعه با يكديگر و با دولت و همچنين روابط انسان ها و ملت ها در صحنه بين المللي با يكديگر است . حقوق بشر نخستين و اصلي ترين معيار تنظيم رابطه اجتماعي انسان ها و و ملت ها با يكديگر در جهان حاضر است . سخن گفتن از حقوق بشر مقدم بر اين است كه انسان ها تابع كدام فرهنگ ، دين ، نژاد يا مليت هستند .
حقوق بشر در دنياي امروز به اين جهت مطرح شده كه بر خصومت هايي كه در طول تاريخ بشر به عناوين مختلف واقع شده به صورت نسبي پايان داده شود . جنگ جهاني اول از سال 1914 تا 1918 و بعد از آن جنگ جهاني دوم تا سال 1945 و كشته شدن ميليون ها انسان ، متفكران و سياستمداران را بر آن داشته كه اصولي را به صورت مدرن ، تنظيم نمايند تا با آن ها بتوان معيارهاي روشن مراعات كرامت و شرافت انساني را به جهان اعلام نمود . صحبت هاي كلي از شرافت و كرامت انسان براي جلوگيري از اين بلاياي كشتار انساني كافي نبود ، لذا قواعد و ضوابط مشخصي بايد تعيين مي شد تا تكليف برخورد هاي شهروندان با يكديگر و برخورد دولت ها با شهروندان را به نيكي و وضوح معين مي نمود ، اين كوشش ها نهايتا در سال 1948 در قالب اعلاميه هاي جهاني حقوق بشر ، اصول مواد اعلاميه حقوق بشر متبلور در سه اصل كلي و عمومي ( آزادي فكر و عقيده و بيان آنها ) ، ( مساوات همه انسان ها در حقوق و تكاليف ) و ( مشاركت همه انسان ها در ساختن زندگي اجتماعي ) خلاصه مي شود . پس از اين اعلاميه ، كنوانسيون ها و ميثاق هاي مختلفي صادر شد كه مي توان آن ها را در سه نسل طبقه بندي كرد :
نسل اول حقوق بشر بيانگر حقوق مدني – سياسي است و در بردارنده آزادي شركت در سياست و حكومت ، انتخابات آزاد و عادلانه ، آزادي انديشه و بيان ، آزادي اجتماعات ، آزادي مطبوعات و مذهب مي باشد ، حقوق

کسب درآمد از فروش فایل 

نظر دهید

پاسخ دهید