ادبيات نظري اختلال یادگیری خواندن

ادبيات نظري اختلال یادگیری خواندن

ادبيات نظري اختلال یادگیری خواندن اختلال یادگیری
اصطلاح ناتوانی یادگیری فقط در مورد کودکانی به کار گرفته می شود که با وجود توانایی ظاهرا طبیعی ( که برای یادگیری دارند ) ناموفقند و این بدان معنا نیست که همه ی کودکان و نوجوانانی که عملکردشان در مدرسه ضعیف است ، دچار ناتوانی های یادگیری هستند . برای مثال می توان از کودکان نابینا ، ناشنوا و فلج و یا کودکانی که مبتلا به عقب ماندگی ذهنی و با سطح هوشی پایین هستند یاد کرد که مشکلات یادگیری آنها در زمره ی ناتوانی های یادگیری به حساب نمی آید ( بارابارا و همکاران ، 1381 ).
در سال 1957 در آمریکا قانون عمومی 142 – 94 به نام آموزش و پرورش برای همه ی کودکان معلول به تصویب رسید . به موجب این قانون ناتوانی یادگیری عبارت است از : « اختلال و درگیری در یک یا چند عمل اساسی در زمینه ی فهمیدن یا استفاده از زبان گفتاری یا نوشتاری که این مورد ( ممکن است به اشکال مختلف ) نقص در گویش و تفکر ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، هجی کردن ، و انجام دادن ریاضیات باشد ( بارابارا و همکاران ، 1381 ).
اختلالات یادگیری مهمترین علت عملکرد ضعیف تحصیلی محسوب می شوند و هر ساله تعداد زیادی از دانش آموزان به این علت در فراگیری مطالب درسی دچار مشکل می شوند ( احدی ، ستوده و حبیبی ، 1391 ).
غربالگری و تشخیص اختلال یادگیری جهت انجام مداخله های زودهنگام و پیشگیری از اختلالات ناشی از ناتوانی های تحولی و تحصیلی همواره مورد توجه محققان ، روانشناسان و کارشناسان تعلیم و تربیت بوده است ( ابوالقاسمی و جوانشیری ، 1391 ). این اعتقاد وجود دارد مداخله برای تنظیم برنامه های درمانی برای کودکان دارای ناتوانی یادگیری ممکن است در دوران پیش از دبستان حتی در دوران دبستان ارزشمند باشند . از نظر هیدن ( 1974 ) مطالعات انجام شده ، نشان داده که آگاهی و آموزش والدین یکی از راه هایی است که برای پیشگیری از ناتوانی های یادگیری در کودکان موثر باشد . این تحقیقات این اعتقاد را ایجاد می کند که اگر بتوانیم کودکان را در دوران دبستان درمان کنیم یعنی قبل از اینکه مشکلات یادگیری سبب عوامل شکست در مدرسه شود و موجب تغییر نگرش های بزرگسالان و بدتر شدن تعامل های کودک با والدین گردد ، می توانیم یک مداخله ابتدایی موثر انجام دهیم ( والاس ، مک لافین ، 1373 ).

3 – 2 – تعاريف اختلال يادگيری
مدتهای طولاني دانش آموزاني را كه در يادگيري يك يا چند درس مشكلات جدي داشتند با اصطلاحات معلول ادراكي ، آسيب ديده مغزي و آسيب ديده عصبي معرفي مي كردند . با توجه به يافته هاي جديد در مورد يادگيري ، در سال 1963 جمعي از متخصصين اصطلاح ، ناتواني هاي يادگيري را جايگزين اصطلاحات قبل كردند از آنجا كه واژه ناتواني اصطلاحات ديگري مثل ناتواني جسمي يا ناتواني ذهني را تداعي مي كند ، يعني ناتوانيهاي كه تبديل به توانايي كامل نمي شوند ، اصطلاحي مايوس كننده

کسب درآمد از فروش فایل 

نظر دهید

پاسخ دهید